شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 78
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
نگاشتههاى قرون چهارم تا ششم كاربرد بيشترى داشته بوده ، و از نظر روانشناسى زبان درخور تأمل است - در روح الارواح موارد بيشمار دارد . سمعانى از وندوارههاى / چه / و / ك / براى تصغير كلمات استفاده كرده ، كه اينك به نشان دادن چند نمونهء آن مىپردازيم : چه / چوبچه : پاسبانى را بر بام خزانهء سلطان فرستند تا روز چوبچه مىزند a 190 و a 210 ، ديوچه ، در معنى لصوص عربى به كار برده : از خزانهء پادشاهى مىخورم كه ديوچه و دزد را به وى راه نبود a 152 ، ناوجه : اگر نديم كه با ملك همزانوست به طرفة العينى به ناوجه نظر كند . . . جزاء وى گردن زدن بود b 138 . ك / بندگك a 6111 ، پوستينك a 194 ، پنبگك a 36 ، جانورك b 29 ، حديثك a 101 ، خرك a 146 ، خردك a 35 ، درويشك a 111 ، دينارك a 109 ، رنجك a 36 ، سائلك a 111 ، سگك b 10 ، سنگك b 144 ، شكلك b 60 ، ضعيفك a 150 ، فرزندك a 213 ، كارك a 174 ، گاوك a 131 ، گربگك a 89 ، گليمك b 133 ، گوشك ( گوش - گوشه + ك تصغير ) b 199 ، گياهك a 76 ، لختك b 195 ، ماهيك a 166 ، مرغك a 209 ، مستك b 27 ، مورچگك a 97 . در چند مورد در روح الارواح از / ك / تصغير در صورت جمع واژهها نيز استفاده شده است مانند : بندگكان b 184 ، ديناركها a 109 ، رنجكها b 184 ، غلامكان b 184 ، كاركها b 184 . ضماير در روح الارواح ضماير پيوسته و جدا به همان شيوهاى به كار رفته است كه در ديگر نگاشتههاى سدهء چهارم و پنجم ديده مىشود . در اينجا به جميع كاربردها در خصوص ضماير نمىپردازيم ؛ زيرا خوانندهء ارجمند مجموع مباحث مربوط به ضمير را در كتابهاى اين دوره مىتواند هم در سبكشناسى مرحوم بهار ببيند و هم به صورت علمىتر و با توجه به جوانب زبانشناسى آن ، اين بحث را در تاريخ زبان فارسى استاد خانلرى ( ج 3 ص 174 - 202 ) بخواند ، اما در اينجا از ذكر چند نكته و نقل چند نمايه كه خواننده را به پارهاى از ويژگيهاى زبانى و نويسندگى سمعانى آشنا مىكند گزيرى نمىبينم . 1 . ضمير پيوستهء « مان » و همانند آن / تلفظ اين دسته از ضماير پيوسته در گونههاى زبان فارسى يكسان نبوده و امروزه نيز يكسان نيست . در بعضى از